پذيرفتن اين مطلب دو پيش گزيده دارد..
يك. اينكه بپذيريم كه اغتشاشات را هاشمي و خاندانش مديريت كردند.يعني بعد از مناظرات، هاشمي متوقع بود كه نظام و رهبري براي مقابله با احمدي نژاد از ايشان دفاع كنند. محتواي نامه معروف هم همين بود. در حالي كه اين اتفاق پيش نيامد و اين خاندان ازنظام و رهبري ، انتقام سختي ، در ابعاد اين فتنه گرفتند.
دو. اينكه هاشمي و خاندانش ، حرمت خود را از بسياري از مقدسات كه در اين كشور زير سوال رفت و هيچ فتنه و آشوبي هم به راه نيفتاد ، بالاتر مي دانند. اين توهم را در مورد برخي ديگر از شخصيت ها نيز سراغ داريم. كساني كه در توهين هاي بي شائبه به حضرت امام در دوران اصلاحات ككشان نگزيد، در اين دوره و در جريان انتقادات به خاندانشان، سكته كردند.
آيا جناب مطهري ، راضي به اين دو پيش گزيده است.
خورشيد عكس مي گيرد
از لابلاي كوهها
وقتي صبح مي شود
در قطار
1- مقدمه. |

اگر بار گران بودیم جانا
چرا نامهربان بودیم جانا
شدم با خلق عام شاخ و سرشاخ
ولی امروز باید رفت از کاخ
اگر بهشت رضای خدا درب هایی داشته باشد یکی از وسیعترین و باشکوهترین های آن باب الرضا است مثل باب الحسین و باب الفاطمه

توفیقی است که همیشه از باب الرضا وارد حرم امام رضا می شوم و همیشه این به یادم می آید که اینجا باب الرضا است برای حرم و حرم باب الرضاست برای بهشت رضای خدا
چون تیر چراغ برقی ای دوست
چندان که حواس پرتی امروز
گم کردة غرب و شرقی ای دوست